X
تبلیغات
دانشجویان PhD ادبیات عرب91 فردوسی مشهد - تاریخ نقد ادبی در ادبیات عرب تا پایان‌ دوره عباسی
این، آینه افکار و اندیشه های علمی و ادبی دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه فردوسی مشهد است.

نقد ادبی با ادبیات و دیگر علوم مشابه،رابطه‌ای تنگاتنگ دارد و ازاین‌رو که همهء این علوم،خود متأثر از وضعیت طبیعی،اجتماعی،فرهنگی و سیاسی‌ جامعه هستند،لذا نقد ادبی نیز نمی‌تواند جدای از وضع عمومی جامعه مورد مطالعه قرار گیرد.به این جهت بررسی نقد در دورهء جاهلی و اموی نیز در گرو شناخت اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعهء آن روز است و نظر به اینکه به‌جز چند مورد،خصوصیات این دو دوره شباهتهای زیادی به یکدیگر دارند،لذا نقد ادبی این دو دوره نیز نقاط مشترک فراوانی دارند؛به این جهت می‌توان گفت که‌ موارد زیر نسبت به نقد هردو دوره صادق است:

1.گرچه نقد در دورهء عباسی نسبت به دو دورهء عباسی نسبت به دو دورهء پیش از خود یعنی جاهلی و اموی،تحولی کیفی،و بنیادین داشت؛اما ریشه و سرآغاز بسیاری از خصوصیات

نوین نقد در این دوره،در دو دورهء پیش از آن،هرچند به شکل ساده و غیر مدون، یافت می‌شود.

2.محققین تاریخ ادبیات عربی،پایه نقد در دورهء جاهلی و اموی، به خصوص جاهلی را«ذوق»می‌دانند1و این مرحلهء تاریخ نقد ادبی عربی را «مرحله فطری»می‌نامند2و چنان مرزی بین«ذوق»و«علم»کشیده‌اند،که‌ گویی هیچکدام نمی‌تواند به حوزهء دیگری وارد شود،ولی حقیقت این است که‌ نقد در دو دوره جاهلی و اموی،به خصوص در دورهء اموی،در عین حالی که بر پایه ذوق شخصی بوده؛اما این«ذوق»از«علم»برمی‌خاسته است،و گرچه ما به طور صریح و روشن به وجود«علم»و«استدلال»پی نمی‌بریم،اما این را نباید حاکی از غیر علمی بودن و بی‌فایده بودن نقد در این دو دوره انگاشت؛بلکه با در نظر گرفتن اوضاع عمومی جامعهء آن روز و عدم توجه ایشان به تألیف و تدوین‌ علوم،باید آن را به حساب بیدقتی و یا بینیازی ایشان به تألیف و تدوین اینگونه‌ مسائل نهاد و روند طبیعی نیز بر این اساس است که تفسیر و تحلیل،همواره در مرحله‌ای بعد از مرحله«تمییز و تشخیص»می‌آیند.3

3.جامعه در دورهء جاهلی و اموی،به خصوص جاهلی،جامعه‌ای محدود و بسته بود؛این محدودیت و بسته بودن،ضمن اینکه زبان و ادبیات ایشان را از دخل وتصرفات دیگران مصون نگهداشته بود؛ایشان رااز افکار و اندیشه‌های‌ دگیران محروم کرده بود.لذا نقد ادبی این دو دوره ضمن اینکه به دلیل سالم‌ ماندن زبان و لغت،نیازی به بررسی همه‌جانبه نداشت،نتوانست از ثمرات‌ ذهنی و اندیشه‌های دیگر مردمان استفاده برد.در حالی که در دورهء عباسی هم‌ زبان و لغت عرب به طور کامل آغشته با فرهنگها و لغات بیگانه شده بود و هم‌ دانشمندان این دوره توانستند از فرهنگهای دیگر استفاده برند و از وجود دانشمندان اسلامی و کتابهایی که در این دوره به تازگی در علوم اسلامی و ادبی‌ تدوین شده بود بهره گیرند.تأثیر این انقلاب در تدوین علوم آنقدر است که‌ می‌توان آن را مهمترین ویژگی ادب عباسی دانست؛زیرا تا پیش از این تاریخ‌ ادبیات بر اساس روایت‌هایی بود که بین مردم،زبان‌به‌زبان می‌گشت.۴

نقد ادبی در دورهء جاهلی

نقد در دورهء جاهلی،منحصر به شعر بوده است،زیرا که شعر در این دوره وظیفه‌ و مسئولیتی را،بسیاربسیار بیش از شعری که امروزه نزد ما مطرح است،دارا بوده است و از طرف دیگر چون روش متداولی برای نوشتن نبوده است،طبعا نثر نمی‌توانست چنانکه باید در ادبیات جاهلی جلوه کند.5به وسیلهء شعر بود که‌ شاعران احساسات خویش را بیان می‌کردند و در زمینهء سیاسی به دفاع از قبیلهء خود و هجو قبیله‌ای دیگر برمی‌خاستند؛جمله معروف«الشعر دیوان العرب» خود گویای جایگاه و نفوذ شعر در دورهء جاهلی است.

به دنبال اهمیت شعر،شاعر نیز مدافع و سخنگوی قبیلهء خود محسوب‌ می‌شده است و به هنگام ظاهر شدن ذوق و استعداد شاعری در فردی از افراد قبیله،اصحاب آن قبیله به جشن و پایکوبی می‌پرداختند.به این جهت است که‌ نقد ادبی در این دوره ضمن اینکه مبحثی ادبی و علمی بود،عرصه‌ای برای‌ مبارزات قبیله‌ای نیز به شمار می‌رفت.

نقد کردن اشعار در دوره جاهلی به طور معمول یا از طریق نقد و خرده‌گیری‌ بر لفظ و لغت بوده است و یا برتری دادن شاعری بر شاعر دیگر و یا صدور حکم پیرامون بعضی از قصاید و یا ابیات یک شعر.نمونه‌ای که از نوع نقد کردن‌ اشعار در دورهء جاهلی در ذیل نقل می‌شود،گویای این است که ناقد،دو بیت از اشعار امرؤ القیس را به عنوان پرشکوهترین شعر و دو بیت دیگر را به عنوان‌ پست‌ترین و بی‌ارزشترین اشعار او دانسته است:

رؤبه گفته است:سخنی را مفاخره‌آمیزتر از این سخن امرؤ القیسم ندیده‌ام:

فلو ان ما اسعی لادنی معیشه‌ کفانی-و لم اطلب-قلیل من المال‌ و لکنّما اسعی لمجد مؤثل‌ و قد یدرک المجد المومل امثالی

ترجمه:

1.اگر من برای زندگی ناچیز و ساده‌ای تلاش می‌کردم،اندک مالی مرا کفایت می‌کرد و من‌[پادشاهی‌]را جستجو نمی‌کردم.

2.ولی من برای به دست آوردن شکوه و عظمت ریشه‌دار تلاش می‌کنم و گاهی همچو منی،به عظمت ریشه‌دار نایل می‌شود؛و نازلتر از این سخن وی‌ یافته‌ام:

لنا غنم نسوّمها غرار کانّ قرون جلتّها المعصیّ‌ فتملأ بیتنا اقطا و سمنا و حسبک من غنی شبع وریّ‌6

ترجمه:

1.ما را گوسفندان فربهی است که آنها را به چرا می‌بریم و گویی شاخهای‌ فرتوت آنها مانند عصاست.

2.آن گوسفندان از پنیر و روغن،خانه ما را آکنده می‌سازند و سیری و سیرابی‌ برای توانگری تو بس است.

روش اول که همان بحث و اشکال‌گیری پیرامون لفظ است،سرآغاز بحث‌ لغوی و نقد لغوی بود که در دوره‌های بعد متداول گشته است،با این تفاوت که‌ نقد لغوی در دوره‌های بعدی به منظور حفظ اصالت لغت عربی به بررسی لغات‌ بیگانه‌ای که وارد زبان عربی شده بود،می‌پرداخت.

روش دوم که همان برتری دادن شاعری بر شاعر دیگر بوده است،ریشه و مقدمهء«روش موازنه»در نقد بوده است؛در این دوره،نقادان برای برتری دادن و قضاوت بین دو شاعر دلیل واضح و روشنی نمی‌آوردند،بلکه به عبارت کوتاه و قاطع بسنده می‌کردند.در«الاغانی»نمونه‌ای از این نوع نقد که در بازار عکاظ صورت گرفته،چنین نقل شده است:

در مجلسی که نابغهء بنی ذبیان،حسان بن ثابت،اعشی و خنساء حضور داشتند،خنساء شعری را از اشعار خود را می‌خواند تا می‌رسید به پایان شعر:

و انّ صخرا لتأتمّ الهداة به‌ کانّه علم فی رأسه نار و انّ صخرا لمولانا و سیّدنا و انّ صخرا اذا نشتو لنحّار

آتشی شعله‌ور است.

2.«صخر»سرور و مولای ماست و هنگامی که ما در سرما و قطحی زمستان‌ وارد می‌شویم،او شتران خود را برای اطعام قربانی می‌کند.

نابغه به وی می‌گوید:اگر ابو بصیر(اعشی)پیش از تو،شعرش را برایم‌ نخوانده بود،حتما می‌گفتم که تو شاعرترین مردم هستی؛به خدا قسم که تو شاعرترین زنان هستی.خنساء پاسخ گفت:به خدا قسم که شاعرترین مردان‌ هستم.حسان نیز گفت:به خدا که من از هردو شاعرترم(هم از اعشی و هم از خنساء).

در این دوره،اعراب بازارهایی داشته‌اند که در آن جمع می‌شدند و اشعار خویش را برای همدیگر می‌خواندند؛در این میان،بازار عکاظ؛که در ماههای‌ حرام در آن گرد می‌آمدند.8نقاد بارز آن دوره،یعنی نابغه ذبیانی-که از همه‌ معروفتر است-در آن ماههای مخصوص،در این بازار خیمهء سرخ‌رنگی برپا می‌کرد و شاعران نزد او می‌آمدند و اشعارشان را بر وی می‌خواندند.9جدالهای‌ شعری و علمی و ادبی در این بازار،عاملی بود که شاعران عرب بتوانند در انتخاب لفظ و معانی شعر و دقت بیشتری نمایند.

نوعی دیگر از نقد و بررسی شعر در این دوره،این بوده است که شاعر خود به شعر خود می‌نگریسته است و موارد نیک آن را تقویت و موارد ضعف آن را دفع‌ می‌کرده است،و شعرش را عرضه می‌کرده و انتشار می‌داده است.«حولیات» زهیر،یکی از شاعران این دورهء مشهور است،وی به مدت شش‌ماه قصیده‌ای‌ را می‌سروده است و به مدت شش‌ماه دیگر به آن می‌پرداخته و آن را تهذیب‌ می‌کرده و آنگاه به دیگران عرضه می‌کرده است؛این روش چندان پسندیده بوده‌ است که برخی،بهترین شعر را شعری می‌دانستند که این شیوه را طی کرده‌ باشد.10

نقد ادبی در دورهء صدر اسلام و اموی

در بررسی تاریخ ادبیات این دوره به ویژگیهای برمی‌خوریم که در دورهء پیش از  آن،وجود نداشته است،وجود این ویژگیها خود از عوامل تغییر در نقد ادبی بود. البته این تغییرات در این دوره آنقدر به عمق و گستردگی نرسیدند که بتوان گفت‌ نقد ادبی در این دوره پیشرفت قابل توجهی داشته است؛امّا عوامل این تغییر بالاخره فرهنگ و ادبیات و نقد ادبی عربی را در دورهء عباسی به حد اعلای‌ شکوفایی رساند؛این عوامل و ویژگیها عبارتند از:

1.ظهور دین اسلام و تأثیر آن بر ادبیات و معانی شعری و احساسات‌ شاعران؛

2.گسترده شدن جهان اسلام و ارتباط سرزمینهای اسلامی با دیگر مردمان‌ و باز شدن جامعه؛

3.تشکیل دولتها و حکومتها در حجاز،عراق و شام،و تحولات سیاسی‌ ناشی از آن‌که به پیدایش گروههای سیاسی و در نتیجه ادب سیاسی انجامید؛

4.تدوین شدن برخی از علوم ادبی و عقلی مثل نحو و عروض و کلام و شایع شدن مباحث فقهی و اخلاقی که از متن اسلام برخاسته بود؛

5.تغییراتی که در وضع اقتصادی،اجتماعی و وضع ظاهری و معیشتی عامهء مردم پیدا شده بود.

چنانکه مجموعهء این ویژگیها خود باعث بروز تغییراتی در ادبیات و نقد ادبی شد؛بدر مورد تأثیر اسلام بر ادبیات دکتر سلوم می‌نویسد:

«همانا که اسلام در همهء مظاهر زندگی عرب تأثیر گذارد،در ادب نیز گذاشت‌ و هرجا که ادب باشد،نقد نیز هست.»11

وی در مورد نقد ادبی در زمان رسول اکرم(ص)و خلفای راشدین می‌نویسد: «رسول اکرم(ص)به اعتبار و ارزش اجتماعی و سیاسی شعر و تأثیر آن بر تبلیغات،آگاه بود؛لذا در مقابل کسانی که او را هجو می‌کردند مقاومت کرده، موضع سختی را علیه ایشان اتخاذ فرمودند.»12

جملهء حضرت خطاب به حسان بن ثابت که:«اهجهم و روح القدس معک»13 جمله‌های دیگر شبیه به آن بیانگر این توجه است....  نویسنده: «حسن دادخواه»

 ادامه مقاله را در این سایت دنبال نمایید.

منبع:.www.noormagz.com


برچسب‌ها: تاریخ نقد, ادبی, ادبیات, عرب, دوره عباسی, حسن دادخواه, دانشجویان91, دانشگاه, فردوسی
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1391ساعت 14:44  توسط رضاپور  |